غمگین - تاریخ: 1398/2/13 ساعت: 0:52
هر آدمی به نوعی غمگین.این روزا کم پیش میاد کسی خوشحال باشه یا از همه چیزش راضی باشه ..اگه کسی این نعمت رو داره واقعا خدابهش لطف زیادی داشته ..چرا بگم خدا ..بیشتر خودش خواسته که کمبودها ضعفشان نبسته و
خوب نیستم - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
روزهای بدی و بی خیالی ای رو سپری میکنم.... 7روز دیگه ازمون دارمو من نمی خونم....
منه محکم - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
اسم صفحمو عوض کردم .... می خوام از این به بعد محکم باشم ..می خوام عوض شم ..نماز بخونم ... دعا بخونم.... تو مجازی زندگی نکنم ..... می خوام محکم درس بخونم می خوام محکم حرف بزنم ...میخوام محکم راه برم .....می خوام خودم خونه بخرم ... می خوام خوددم برای خودم ماشین بخرم ...میخوام هرچی می خوام از خودمو خدا...
به کسی نمیتونم بگم.. - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
امشب یه چوب به مادرشوهرم زدم... خدایاا منو ببخش ... ولی چاره ای نداشتم... دلم از پسری که تربیتش کرده پر بوده وهست ...دلم از خودشم که به همه ی لباساو زندگیم کار داره پره... از زرنگ بازی هاش..از پنهون ک
غمنامه - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
دیشب خواهر شوهرم که کچیکه و هنوز 13 سالش نشده خیلی حرفا راجع به برادرش بهم زد...اینروزا بازم با شوهرم دایما مشکل دارم ... به همه چی گیر میده ... سر هرچی تو عید دیدنی گیر میدده ...نذذاشت برم خونه مادر
غمنامه2 - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
فقط از خدا میخوام نجاتم بده ....اینارو نوشتم که هر روز و هر شب یادم باشه که باعث نشه مثه احمقا باهاش خوب بشم...به کسی که می رفته تو دستشویی پشت گوشی می گفته عاشقتمبه کسی که جلوی خواهرش دست دختر ه رو گرفته پس پشت سرش تو تنهایی چی می کرده ..وای به حال مادرشوهرم... وای به حالش... ازش نمی گذرم ...ازش نم...
فرار - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
دوس دارم از این زندگی فرار کنم... برم یه جای دور ....یه جا که هیچکسی نباشه ..خسته ام ...صبح تا شب کار خونه.... کارای خودم ......مرده بودن متحرک ..یه عالمه حرف یه عالمه دویدن به عقب رو قلبم سنگینی می کنه .... به سختی می تونه نفس عمیق بکشم ...
زندگی منهای عشق - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
حالا مفهموم تمام حرکاتش از اول عقدتا الانو می فهمم....حالا می فهمم چرا حتی پول دسته گلو شیرینی خاستگاری رو خودشنداده ..حالا می فهمم چرا من مجبور شدم به چادر چون اگه قرار بود با مانتو باشم همونو می گرف
برای اونروی که می خونم - تاریخ: 1398/1/17 ساعت: 14:48
قلبم شکسته نباید حال امروزمو یادم بره ........آزاد میشم یه روزی .....
چندروزه حالم بده .. - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 18:02
22 بهمن 97ساعت 12:5517 اسفند دوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره ازمون دارم.دیگه خسته شدم از اژمون دادن... از درس خوندن..از پول در نیاوردن.... چاره ای ام ندارم ..نه شوهر پولداری دارم که بشین
چاره ندارم - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 18:02
چاره ای نیست انقدر باید بخونم تا به خواستم برسم ...اگه به خواستم برسم خیلی از مشکلاتم حل میشه....باید بخونم....باید بخونمممم
غمگینم... - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 10:54
خدایا کمک. --- باید دور این مثلا دوستو خط بکشم.... زیادی بهش کولی دادم... مشکلم با مینا تموم شد من توبه کنم دیگه باهاش همکاری کنم ...
جواب - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 10:54
جواب یه آزمونی میخواد بیاد که اگه قبول شم خیلی هارو خوشحال میکنم...آشنا غریبه ...خدایا یه چتر می خوام....عاشقانه بی بهانه خیلییییی خداگونه
نه - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 10:54
قبول نشدم..اما انگار تو کمام...هیچ حالتی ندارم ..نه غمی نه شادی ای ..یه جوری ام... امروز برای رساله برام پول وصول شد ..تواین دوهفته 800 تومن در اوردم(خداروشکر) بامریم امروز قطع رابطه ششمین استخدامی با موقعیت عالی ...نمیدونم هرچی قسمته ..پنجمی رو که قبول شدم پارتی بازی شد ..خدا بزرگه
همینجوری نوشت - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 17:03
خواسته اي داريم، يك ساعت طلب ميكنيم از خدا خواسته مان را،بيستُ سه ساعت غُر ميزنيم براي نداشتن آن خواسته.. وقتي تمركزمان بر روي نخواسته ها بيشتر از خواسته هاست، همچنان نخواسته هارا جذب ميكنيم و از خواسته ها دورتر...دنيا قانون دارد.. پ.ن: دارم خودمو آماده میکنم برای 20روز طلایی تا آزمونم بله 20روز مون...
حالم ....... - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 17:03
هفته ی دیگه اینموقع از ازمون وکالت فارغ شدم خوب یا بد چی بگم... امروز دپرسم ...روحیه ندارم ...حس میکنم باخت دادم و این برام سخته ...یعنی چی میشه
ساعت برنارد - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 17:03
می خوام معجزه بشه و سوالایی که میادو بلد باشم.....من زحمت کشیدمو قبولی میخوام اما از بس پشت این آزمون لعنتی مردم چندساله خوابیدن منه ساله اولی در برابرشون هیچم برای همین یه ساعت و برنارد و از خدا تقاضا می
روحیه دادن به دیگران - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 17:03
تو اینکار از بهترینام ......باید روانشناس میشدم اما متاسفانه هیچچچچچچچکسی نیس باحرفاش حال منو خوب کنه و بهم اعتماد به نفش بده .. بدتر همه حالمو خراب می کنن...کاش یکی بود حالمو خوب میکرد بهم قوت قلب میداد حمایتم می کرد... همش دغدغع ی نهار و شامو تمیزی دارم رقبام میخونن ........منم می خونم اما ...با ک...
بهترم - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 17:03
امشب بهترم و ... خدارو شکر. . فردا عیده تولد پیامبر، من از 8صبح میرم ان شاالله کتابخونه تا8 شب .... امیدوارم جواب زحماتمو بگیرم پ.ن 1: خیلی هامیگن یعنی نود درصد ادما و مشاورا میگن سال اول کسی وکالت قب
تمنای انرژی مثبت - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 17:03
ممنون میشم از ازتون اگه کلی انرژی و مثبت و وخوب برام بفرستید و تو این روزا منو حسابی دعا کنین ... ممنونم